تبليغاتX
بادرود از نگاه من

بادرود از نگاه من

بادرود و بادرودی

بادرود از نگاه من - فراخوان

وبلاگ بادرود از نگاه من در نظر دارد به منظور معرفی کلیه افرادی که در دنیای مجازی فعالیت دارند اقدام به معرفی این عزیزان نماید. از کلیه علاقمندان خواهشمند است در صورت تمایل، رزومه خود را شامل نام و نام خانوادگی، شغل و سن و میزان تحصیلات، علاقمندی ها، ایمیل و همچنین آدرس اینترنتی عکس خود و شماره تلفن را از طریق قسمت نظرات و یا به نشانی Badroodeman@Yahoo.Com ارسال نمایند.

ضمنا از همه دوستان وبلاگ نویس نیز دعوت میشود به منظور آشنائی همه همشهریان، زمان ثبت وبلاگ، نام و موضوع وبلاگ خود را نیز به همراه موارد فوق ارسال نمایند.

بدیهی است با ارسال این موارد، ضمن معرفی بیوگرافی، موارد جهت دوستیابی و ... بدون سانسور و اعمال کوچکترین تغییراتی در وبلاگ درج خواهد شد.

امید است موارد خواسته شده به همت شما عزیزان تا اول آبانماه در وبلاگ بادرود از نگاه من درج گردد.

این پست تا اواخر مهر بصورت ثابت مانده و مطالب جدید در زیر این پست درج می گردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 7:8  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - آشنائی با زندگینامه دکتر محمود صفاری

بین کسانی که اورا می شناسند به خوش خلقی، مدارا، حسن معاشرت ، نجابت و مهمانوازی معروف است. وی در سال 1344 در بادرود متولد شد. تحصیلات دوره ی ابتدایی ، راهنمایی و متوسطه خود را در همان جا سپری نمود. در سال 1363 موفق به اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان شهید دستغیب بادرود گردید و شاگرد ممتاز شهرستان شناخته شد. 
وی در دوران دانش آموزی  به جبهه های جنگ شتافت و در کنار دیگر همرزمان شهیدش در دفاع از کشور و نظام جانانه ایستادگی کرد و و مدال افتخار اولین جانباز منطقه را کسب نمود . این اولین تجربه مسئولیت پذیری وی در قبال جامعه اش بود.

طی دوره ی چهار ساله در دانشگاه تهران با رتبه عالی در سال 1367 موفق به کسب لیسانس در رشته میکروبیولوژی شد و در سال 1370 بعنوان شاگرد اول ، مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفت و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی کاشان شد. در سال 1380 دکترای تخصصی میکروبشناسی را با درجه ممتاز از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اخذ نمود و به مرتبه استادیاری ارتقا  درجه پیدا کرد، این درخشش ادامه یافت تا اینکه در سال 1388 با کسب رتبه ی دانشیاری در ردیف بهترین اساتید دانشگاه قرار گرفت ، طی این سالیان دانشجویان تحت تعلیم او بخصوص در رشته پزشکی در ارزیابی های سراسری در سطح کشور همیشه در ردیف برترین ها بوده اند و به استناد این تلاشها و درخشش عالی در سال 1389 بعنوان استاد نمونه دانشگاه شناخته شد.

 زندگی پر افتخار و سراسر عزت دکتر صفاری را بسان کتابی می توان تصور نمود که هر یکی از اوراقش ، دفتری از حکمت و معرفت است. فقر خانوادگی در ایام کودکی و مشکلات جانبازی در اوایل فصل جوانی ، هیچ وقت ایشان را به شکوه و گلایه وانداشت و همیشه نکته ای که بر زبان می راند نشان از اعتماد به نفس و افق روشن زندگی ایشان بود که بالاترین درس زندگی برای جوانان امروز است.

آرام و با وقار زندگی می کرد و هرگاه با مشکلی روبرو می شد فریاد نمی زد و روحیه همراهی عالمانه با دوستانش نیز از اوراق زرین دیگر زندگی اوست.

هر از گاهی که ایشان به دوستان قدیمش همراه می شود ایده پرداز و نهایتا امید آینده روشن برای منطقه می باشد.ایشان همیشه می گوید: " انسان با همت عالی و با بکارگیری توانایی هایش می تواند به درجات عالی تری برسد و لذا با جوانان بیشتر همراهی داشت و سعی می کرد در محافل انس و محبت ، بیشتر با جوانان باشد.

دکتر صفاری مدیریت را در مسئولیت پذیری می داند و اعتقاد دارد کسانی که بیشتر و بهتر مسئولیت می پذیرند و تعهد دارند مدیر توانایی هستند و اعتقاد راسخ دارد که همه چیز و همه امور در ید و کنترل انسان مسئولیت پذیر می تواند واقع شود و یکی از مسئولیت های  مهم در این مسیر پذیرفتن حق وکالت مردم است که اگر تعللی شود حقوق عمومی به گردن می گیرد.

وی در کنار تعهد کاری خود نمونه عینی و الگوی مناسب برای دوستان و همکارانش می باشد و اعتقاد دارد این نظام مقدس با جانفشانی هزاران جوان عزیز حاصل آمده و باید در حفظ این آرمان تلاش نمود و حضور ایشان در محافل ، مجالس و همنشینی با شخصیتهای منطقه به نوعی منتقل کننده پیام ارزشی خود و استقبال از نظرات و اندیشه های ارزشی دیگران بود.

و سرانجام دکتر صفاری ، در محور سکوت پر معنای زندگی خویش ، گاهی رنجور از دیده ها ، تا انتهای خلاء پیش می رود و با احساس گزش تازیانه ها ، احساس خستگی نمی کند بل همیشه بسان هنرمندی نقش آفرین است و بر روح امید و نشاط می دمد که این نیاز امروز جامعه ماست.

آنچه می خوانید چهره علمی ، مدیریتی و مسئولیت پذیری این استاد را نشان می دهد :

-         چاپ دهها مقاله فارسی در مجلات علمی داخلی

-         صاحب چندین مقاله در مجلات معتبر بین المللی به زبان انگلیسی(ISI)

-         عضویت در کمیته علمی کنگره های بین المللی

-         سخنرانی های متعدد در چندین کنگره بین المللی

-         مدیرکل آموزش دانشگاه علوم پزشکی کاشان

-         سمت های اجرایی متعدد در سطح دانشگاه علوم پزشکی کاشان

-         عضو" شورای دانشگاه " بعنوان عالی ترین مرجع تصمیم گیری در دانشگاه علوم پزشکی

-         دبیر شورای آموزشی دانشگاه و عضو کمیسیون موارد خاص در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

-         مدیر گروه علوم آزمایشگاهی دانشگاه

-         مسئول فنی آزمایشگاه بیمارستان شهید بهشتی کاشان

-         مسئولیت پیگیری در جهت راه اندازی و تاسیس رشته های جدید در دانشگاه علوم پزشکی کاشان

-         ارائه فرایندهای مختلف آموزشی در جهت ارتقای سیستم آموزشی دانشگاه

-         همکاری با نهادهای فرهنگی دانشگاه جهت تعامل سازنده با قشر فرهیخته دانشجو

 دیدگاه ها و نقطه نظرات ایشان در رابطه با مسایل کشوری و منطقه ای و بیان راه حل های مناسب طی مقالات اینده ارائه خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 10:1  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - پنجمین جشنواره انار بادرود

پنجمین جشنواره انار بادرود

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 9:45  توسط با نام  | 

یادرود از نگاه من - موضوع انشا: نطنز بهتر است یا بادرود

پدرم همیشه می‌گوید "این نطنزی­ها که الکی نطنزی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی نطنز راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به نطنز بروم. بادرود با نطنز خیلی فرغ دارد. نطنز خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها  راجب به نطنز می‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در نطنز زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان نطنز را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در نطنز آدم‌های قوی شهر را اداره می‌کنند. اما در بادرود هر آدم لاغر مردنی را می گذارند  مدیر بشود. نطنزی­ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین مسکن مهرهائی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و  آجر را تا کجا پرت کرده‌اند. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که نطنزی­ها چقدر حرفشون برو داره. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است. اون گفت:  همین علی عبدالمالکی که نیومد واسه چی بود. 1000 بار ما بادی­ها گفتیم بیا ولی هی ناز کرد تا نطنزی­ها بهش گفتن نیا گفت باشه، نمیام. آخه اونا خیلی زور دارن. حرفشون رو همه میخونن.

این نطنزی­ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی و بافرهنگی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در بادرود به خاطر حرف مردم حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی شهر مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در نطنز کفش می‌شوند. مثلاً این "فرماندار" با اینکه اسمش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی وبلاگ نویس بوده، اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم فرماندار می شود. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع وب را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم جای وب نویسی، شبنامه پخش کنیم.

از نظر فرهنگی ما بادرودی­ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی مجبوریم برای ورزش خالی بندی کنیم و جوایز زیادی رو الکی اسم ببریم تا ملت بیان ورزش کنن..

ما بادرودی­ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید تو به خر گفته‌ای زکی". ولی نطنزی­ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در نطنز همه بلدند فارسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم فارسی بلدن. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل من دوصت دارم بنویسن.
 واقعن جای تعسف دارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 15:18  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - تشکیل خانه خبرنگاران بادرود

با حضور منصور گلناری مدیر خانه مطبوعات اصفهان و جمعی از خبرنگاران  رسانه های دیداری و شنیداری دومین جلسه خانه خبرنگاران بادرود برگزار شد .در این جلسه منصور گلناری مدیر خانه مطبوعات اصفهان ضمن قدردانی از فعالیت اصحاب رسانه در منطقه کویری بادرود گفت: ایجاد خانه خبرنگاران اساسا به منزله یک حزب و تشکل سیاسی نیست و هیچ گاه اعضای آن به دنبال مسائل سیاسی و یا اهداف خاصی نیستند.

ایشان افزود در تشکیل خانه مطبوعات و یا خبرنگاران افکار و عقاید و سلیقه های مختلف دور هم جمع می شوند و مسائل و مشکلات مشترک خویش را بررسی می کنند .

مدیر خانه مطبوعات اصفهان در ادامه گفت برای اولین بار در سطح کشور جشنواره مسوول پاسخگو از دید رسانه در بهمن ماه سال جاری و بر اساس یک سری پارامترهای تعیین شده و فرم های نظر سنجی  ,انتخاب خواهند شد و هئیت داوران این جشنواره برعهده خبرنگاران خواهد  بود .ایشان تصریح کرد هم اکنون تعداد 250 نفر خبر نگار عضو خانه مطبوعات اصفهان هستند.

در این جلسه هیئت موسس خانه خبرنگاران متشکل از آقایان حسین نقدی، محمد معادیفر، حسنعلی صفاری، مجید فیروزپور، ابراهیم ماهیان، علی ذاکریان تشکیل شد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 8:7  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - اندر احوالات اختلاس اخیر

اين روزها خيلي‌ها از اختلاس 3000 ميليارد تومني صحبت مي‌كنند. اما به نظر مي‌رسه اغلب افراد دقيقا نمي‌دونن چه اتفاقي افتاده‌. برای استحضار شما همشهریان من این موضوع رو بصورت ساده بیان میکنم که دقیقا متوجه جزئیات جریان اختلاس قرار بگیرین.

قبل از هر چيز بايد بدونيم  LC يا همان اعتبار اسنادي چيست؟ معمولا در معامله‌هاي بزرگ كه فرايند مذاكره و توافق و پرداخت پول و حمل و بازرسي و تحويل‌گيري و … زمان‌بر و طولاني است فروشنده از خريدار مي‌خواد تعهد بدهد كه در انتهاي اين فرايند اگر همه چيز مطابق توافق بود كل پول را پرداخت كنه. براي اين كار به بانك مراجعه مي‌كنن و بانك يك ضمانتامه به ارزش مبلغي كه معامله بر اساس آن انجام مي‌شه در وجه فروشنده و به تاريخ موعد پايان معامله صادر مي‌كنه. يعني به فروشنده تعهد ميده كه معادل اين مبلغ را در زماني كه آنها با هم توافق كردن از حساب خريدار برداشته و به حساب فروشنده واريز كنه.  به اين سند LC میگن.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 12:21  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - روکش آسفالت شهرک آزادگان

به فضل الهی و با همت شهردار محترم و بنیاد مسکن و شهرسازی، بالاخره پروژه روکش آسفالت شهرک آزادگان از دیروز کلید خورد.

اینجانب به نمایندگی از کلیه آزادگان نشینان، از همه عزیزانی که در این امر مهم دخیل بودن و قبل از شروع بارش­های پائیزی و زمستانی در اجرای این پروژه سهیم بودن تقدیر و تشکر میکنم. امید است سایر امورات مربوط به این شهرک ( مسجد، جدول­بندی به همراه شیب­بندی ساختمان­ها، نصب علائم راهنمائی و رانندگی و ...) انجام بشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 7:11  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - غیر بومی به ز بومی

وقتی با خودم تنهام به این فکر میکنم که چرا هر از گاهی مسئولان شهر رو به باد انتقاد میگیرم و گاهاً توقع بیش از حد توان اونا رو خواستارم. نه من، بلکه امثال من و شاید عموم مردم شهر مسئولین بومی رو به شدت سرکوب کرده و همیشه نیش زبانهایمان متوجه اوناست. شاید خیلی از توقعات ما و یا حتی اکثر توقعات ما به حق باشه والبته بعضاً هم حقی نداریم ولی موندم چرا این توقعات به حق رو از مسئولین غیربومی انتظار نداریم. مثلاً بیش از سه سال از نمایندگی جناب آقای ضابطی در مجلس شورای اسلامی میگذره و من به شخصه هنوز نفهمیدم این آقا چکاری رو برای شهر انجام داده. اینکه چرا در سال آخر نمایندگی، ایشان به تکاپو افتادن برای همه واضح و مبرهنه. ولی واقعاً چرا همه انتظارات رو از مسئولین بومی داریم؟

من که هنوز به نتیجه ای نرسیدم؛ شما چطور؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 7:11  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - جولان رباخواران جوان و بردگی رباگیران ساده

این روزها شغل کاذب و پردرآمدی در بین معدود افراد شهر رونق گرفته که البته معلوم الحال و مشخصند.

جوانهائی که از این طریق ره صد ساله رو در چند شب و به قیمت بسیار گزافی چون جنگ با خدا که پیامد اون رخت بربستن وجدان، شعور، غیرت و ... است میخرند.

بله، روی صحبت من با رباخوارانیست که همه چیز رو در پول میبینند و چشم و گوششان فقط و فقط پول رو میشناسه. نه همسری و نه برادری و نه پدر و مادری و نه ...

رنگ زیبای اسکناس چشماشون رو فراگرفته و به لذت داشتن پول بیشتر، ماهانه و یا شاید هم روزانه، خانواده هائی که بر اثر گرفتاری مالی توام با نادانی و حماقت روبرو هستند رو به طوری به نابودی میکشن که تا سالیان دراز بندگی خدا رو فراموش کرده و به بردگی رباخواران بپردازن.

رباخوارانی که ادله و سندی برای برخورد با اونها جز در محکمه الهی وجود نداره و رباگیرانی که در نهایت بدبختی و فلاکت و مشکلات مالی که به سبب خواسته زیاد روی به چنین افرادی آورده که از چاله برون آیند ولی داد از دل غافل که از چاله به چاه سرازیر میشوند.

حقوق کم و هزینه های بالا، مریضی و مشکلات ناخواسته، عدم قوانین بانکی مناسب، نبود خیّر در این زمینه در شهر، داشتن آرزوهای بزرگ، حماقت و سادگی و ... از مهمترین دلائل رجوع رباگیران به رباخواران است که در هر صورت بردگی رباگیران رو در پی دارد.

مسئولین شهر، بزرگان و صاحب نظران، آیا بهتر نیست صندوقی با سرمایه گزاری چند میلیونی اسپانسرهای خیّر و یا حتی ادارات تشکیل بشه که خدای ناکرده در صورت مشکل جوانان و مسدود بودن راه بانکی برای آنان، به جای استفاده از رباگیران معلوم الحال، از این صندوقها استفاده بشه؟؟؟ بیائید این بار برای کمک به جوانان شهر قدم بردارید بدور از هر برداشت و منافع سیاسی، قومی و ...

+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 12:23  توسط با نام  | 

بادرود از نگاه من - به کام خواننده به نام مبارزه با خواننده

این مطلب بدلیل درخواست یکی از دوستان حذف شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 12:22  توسط با نام  |