نامه یک دانشجو برای پدر و مادرش
پدر و مادر عزیزم
سالهاست در آرزوی این بودم که در شهر رویائی و آرمانی ام زندگی کنم.
من آرزو داشتم در شهری زندگی کنم بدور از هیجانات سیاسی، اختلاف و تفرقه افکنی
شهری که تو اون امکانات رفاهی و تفریحی زیادی هست، پارک، سینما، استخر شنا و ...
من آرزو داشتم در شهری زندگی کنم که همه مردم در اون شهر در رفاه هستن. شهری که تردد کامیونها در اون مشاهده نمیشه، شهری که در آن همه مردم از وسائل نقلیه عمومی استفاده میکنن و در تک تک دقایق از شبانه روز تاکسی ها حضور فعال دارند. شهری که در اون رانندگی همراه با آرامش و لذته. شهری که در اون بواسطه نظارت تعزیرات گرانی دیده نمیشه. شهری که در اون هیشکی به هیشکی کاری نداره.
کجای دنیا دیدی که مردم شهری زیرآب هم رو نزنن؟؟ ولی اینجا اینگونه نیست.
پدر و مادر عزیزم
از من انتظار بازگشت نداشته باشین. فکر نکنین شهر زیبای بادرود رو ول میکنم و دوباره به اون شهر لعنتی بر میگردم.
انواع کتابهای مرجع و منبع در کتابخانه شهر به راحتی در دسترس بنده قرار میگیره آیا شهری با این امکانات جائی سراغ دارین؟
شهری که در اون بعلت نظارت هر روزه شهرداری بر بازار روز میوه و تره بار با قیمتی ارزان بهترین میوه ها رو خریداری میکنید.
اینجا کارهای اداری به راحتی و در اسرع وقت انجام میشه و دلیل اون متمرکز بودن ادارات در یک جاست.
خیابانهای بادرود پر است از عطر دل انگیزی که هوش را از سر می پراند. این عطر در خیابانهای شریعتی و جنب مسجد توکل و خ شهید بهشتی به اوج خود میرسد و منم قصد دارم در یکی از این محله ها خانه ای اجاره کنم که بی نصیب نمانم از این عطر دل انگیز
به دلیل رعایت اصول بهداشتی توسط شهروندان و نظارت شبکه بهداشت و درمان در این منطقه و رعایت خود همشهریان اصلا کسی به خودش اجازه نمیده که دام و طیوری رو در خانه نگهداری کنه.
کسبه شهر در جهت رعایت حقوق شهروندی به شدت از ایجاد سد معبر خودداری کرده و در جهت رفاه حال بیشتر شهروندان نیز راهنمائی و رانندگی با کامیوندارانی که در سطح شهر پارک میکنن به شدت برخورد میکند.
در این شهر به دلیل داشتن ماماهای ماهر و باتجربه در هر وقت از شبانه روز کسی برای زایمان به شهرهای بزرگتر مراجعه نمیکنه و نخواهد کرد.
پدر و مادرم
از شما خواهش میکنم که شما هم بیائید و در این شهر رویائی بساط زندگی رو علم کنید. شهری که در اون همه کوچه و پس کوچه ها آسفالت می باشد و اسم هر کوچه با تابلوئی مشخص.
با بررسی های من بهترین مکان برای زندگی شهرک آزادگانه. جدول بندی مناسب، آسفالت با کیفیت و همچنین نداشتن حیوانات موذی و غیرموذی و همچنین عدم جمع شدن آب باران در نقطه نقطه این شهرک، این شهرک رو از بقیه شهر متمایز کرده هرچند که در این شهرک از عطر دل انگیز خیابان شریعتی و بهشتی خبری نیست.
پدر و مادرم
این فقط گوشه ای از استانداردهای یک شهر ایده آل همچون بادرود بود. و این موارد رو فقط در این چند هفته مشاهده کردم. منتظر نامه های بعدی من در مورد این شهر باشین.
دستتان رو میبوسم. خدا نگهدار